آسمانی که قرآن ترسیم می‌کند، هدایت‌گر است

به گزارش وب سایت لبخند خدا؛ جلسه اول از شرح دعای چهل و سوم صحیفه سجادیه، شب گذشته 22 دی‌ماه با سخنرانی سیدمجتبی حسینی، از پژوهشگران برجسته حوزه دین برگزار شد.

وی با اشاره به اینکه این دعا در مورد رویت هلال ماه است، بیان کرد: ماه تا شب سوم را هلال و زمانی که به شب چهاردهم می‌رسد، به آن بدر می‌گویند. اما در اینجا صحبت سر هلال است و نباید اشتباه کنیم و بگوییم که امام(ع) در مورد کره ماه صحبت می‌کند. قرآن نیز فرمود در مورد اهله و هلال‌ها از پیامبر(ص) سوال می‌کنند و این یعنی قرآن به هلال ماه پرداخته است. اینکه امام سجاد(ع) عبادت کرده باشند و نماز بخوانند، درست است و عبادات ایشان نیز بسیار خاص بود، اما در این میان، چنین بحثی را نیز دارند و اینکه در مورد هلال ماه دعا می‌کنند نیز از اهمیت برخوردار است.

وی تصریح کرد: اینکه امام(ع) در مورد هلال ماه دعا می‌کنند، باید ما را به خود این کار توجه دهد که در این زمینه نقص داریم و معمولاً دوست داریم به سرعت وارد بحث شویم. در حقیقت توجه به اینکه اصلاً این پرداخت امام(ع) به چه معنا است، مهم است. باید روشن شود که این کار امام(ع) چه معنایی دارد. اما ما نسبت به این مسئله توجه چندانی نداریم و در این مسائل عقب هستیم. ما در جلسات مذهبی شرکت کرده‌ایم، اما در این دهه‌ها، چند جلسه داریم که برای هلال ماه دعا کنیم؟ هیئت متوسلین به «قمر بنی هاشم» داریم، اما آیا هیئت متوسلین به «قمر» هم داریم؟ و اصلاً چه موضوعیتی دارد که ما به عنوان آدم‌های مسلمان، به «قمر» بپردازیم؟

این پژوهشگر برجسته حوزه دین در ادامه افزود: ما هیچ‌وقت نگفته‌ایم که ائمه(ع) ما که علم لدنی دارند، یک بحثی نیز در مورد هلال ماه دارند. اما نکته این کار کجا است؟ همچنین وقتی که در مورد گذشتگان تاریخ بررسی می‌کنیم، می‌بینیم که خیلی از اقوام، ماه‌پرست، ستاره‌پرست و خورشیدپرست بوده‌اند. بنابراین، ماه و ستاره، در حدی بوده است که ولو به عنوان یک مسئله آموزشی در قرآن به آن پرداخته شده و حضرت ابراهیم(ع) گفت که من ماه را دوست داردم و این پروردگار من است و بعد ادامه داستانی که در این زمینه در قرآن آمده است. پس ما از آموزش دینی خود خیلی فاصله داریم و تا حالا، اصلاً به این مسائل فکر نکرده‌ایم. ماه جزء موضوعیت‌های جهان‌بینی ما است و این را امام سجاد(ع) که زین‌العابدین است، می‌گوید، نه اینکه کسی باشد که مثلاً درک هنری از ماه داشته باشد و خواسته باشد که در مورد ماه نیز حرف بزند.

حسینی بیان کرد: اگر کمی اهل فکر باشیم که نیستیم، برای ما سوال پیش می‌آید که این کار امام به چه علت بود؟ اگر این سوال مطرح شود، می‌تواند ما را به مسائل دیگری برساند. همچنین توجه کنید که بحث‌های عبادی، خطاب به خود ماه نیست، اما عنوان و بهانه‌اش ماه و خطاب به ماه است که به آن، حرف‌های توحیدی می‌زنیم. یکی از مستحبات نیز استهلالِ ماه جدید است که خوب است عبارتی هم در آن زمان گفته شود و ما معمولاً برای ماه شعبان و شوال در این زمینه جدی هستیم و استهلال ماه‌های دیگر برای ما مهم و جدی نیست.

وی در ادامه افزود: ما در عالم بزرگی زندگی می‌کنیم که همه نقاط عالم برای خدا است و برای هر نقطه‌ای آثاری قرار داده است. همانطور که خداوند به ماه چیزی داده است که در علم جدید اسم آن را جاذبه می‌گذاریم که وقتی نزدیک می‌آید، آب دریا بالا می‌آید و وقتی دور می‌رود، آب دریا پایین خواهد رفت. لذا خداوند این چنین صفتی در ماه قرار داده است و خداوند ماه را این‌طور خلق کرده است که جاذبه داشته باشد که وقتی از کنار دریا رد می‌شود، جذر و مد می‌شود. لذا می‌تواند ویژگی‌های دیگری هم داشته باشد و همانطور که اگر در دریا باشید، جاذبه ماه برای شما مهم است و باید از آن بهره بگیرید و ضربه نخورید، اگر هم از بقیه ویژگی‌های ماه و خورشید و ستارگان چیزی یاد بگیرید، از آنها نیز بهره می‌گیرید.

این پژوهشگر برجسته حوزه دین در ادامه افزود: دوست داریم که برای حل مشکل فقط به دانشمندان رجوع کنیم، اما آنها اصلاً دنبال یکسری چیزها نبودند و فقط دنبال تشخیص خود بوده‌اند که آن هم به مرور زمان رد می‌شود. طبق هیئت بطلمیوسی می‌گفتند که زمین وسط است و ماه و خورشید هم دور آن می‌گردند و بر اساس آن، خسوف و کسوف را با دقتِ دقیقه محاسبه می‌کردند و یقین می‌کردند که همین تشخیص درست است و به همین دلیل، متوقف شدند و خیال کردند نظریه آنها درست است. اگرچه خسوف و کسوف را درست تشخیص دادند، اما هیئت بطلمیوسی از پایه غلط است و 2500 سال گذشت تا فهمیدیم که این نظریه اشتباه است، ولو اینکه خسوف و کسوف را نیز درست تشخیص می‌داد.

وی بیان کرد: بنابراین اگر به علم خود مغرور نشده بودیم، 2500 سال نظری هیئت بطلمیوسی بر ما نمی‌ماند. الآن نیز به این آزماش‌های علمی مغرور شده‌ایم که درست هم هستند، اما چیزهایی بر ما پنهان می‌ماند و جالب است که برای قدیمی‌ها که این نوع شناخت را نداشتند، برداشت‌هایی از همین عوامل خلقت می‌کردند که ما نمی‌توانیم بکنیم. مثلاً اهرام ثلالثه برای ما ابهام است. گویا آنها ارتباطشان با آسمان بهتر از ما بود و آسمان ما، آسمان تسخیر شده است، نه راهنما. این در حالی است که قرآن، آسمان و نجوم را راهنما می‌داند، اما ما به ماه و مریخ سفر می‌کنیم و خیلی چیزها را از این عالم نمی‌دانیم.

حسینی در ادامه افزود: 1400 سال قبل، امام سجاد(ع) با هلال ماه حرف می‌زند و حتماً یک اتفاق مهمی در آن وجود دارد که امام(ع) چنین دعایی را دارند و حتی هلال یا بدر بودن ماه نیز مهم است. یکی از تفاوت‌های آن، تفاوت تشریعی و برای اعمال است که به پیامبر(ص) می‌گوید از تو در مورد هلال‌ها سوال می‌کنند و می‌گوید به آنها بگو که اینها میقات‌ها و موقع قرار خدا با مردم است و هرماه که می‌آید، گویی یک میعاد و وقت قرار است که یکی از آنها حج است.

وی تصریح کرد: بنابراین، درگذشته حرف‌های بزرگی می‌زدند و از زمانی که فترت علمی رخ داد و بعد از انقلاب صنعتی و انقلاب‌های علمی، پس زدیم و چشم ما فقط به میکروسکوپ و تلسکوپ افتاد، اما واقعا اینطور نیست که هرچه اینها بگویند، درست باشد، بلکه اینها در یک راستایی درست می‌گویند. اگر بحث اهله بی‌خود بود که اصلاً خدا به آن جواب نمی‌داد، بلکه فرمود اهله میقات‌های ارتباط انسان‌ها با خداوند است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code