آیا عقلِ بدون وحی عامل رهایی از دوزخ است

وی اضافه کرد: دوزخیان می‌گویند اگر ما اهل شنیدن و خردورزی بوده و سخن پیامبر و اولیاء دین را می‌شنیدم و عقل خود را به کار می‌گرفتیم دوزخی نبودیم؛ این آیه از آیات کلیدی است که کمتر از این منظر مورد توجه قرار گرفته است.

باقری تصریح کرد: در روایات از عقل، تعبیر به رسول باطنی شده است؛ در بیان حجت درونی فرموده‌اند که خرد و عقل آدمی حجت خداوند است؛ اصل پذیرش دین و ضرورت وجود خدا و اصل ضرورت نبوت و انزال کتب و ارسال رسل از طریق عقل ثابت می‌شود و در این مسئله اختلافی هم وجود ندارد و همه متفق القول هستند.

باقری بیان کرد: در اینکه فهم بسیاری از آموزه‌های دینی در گرو بهره‌مندی از عقل است و بدون آن نمی‌توان بخش زیادی از معارف دینی را فهمید، تردیدی وجود ندارد.

استاد حوزه علمیه تصریح کرد: آیات قرآن به دفعات فراوان بر این موضوع تاکید فرموده که تعقل کنید؛ حتی اندیشیدن در کلام خدا متفرع بر تبیین پیامبر شده است؛ آیاتی هم وجود ارد که دعوت به اندیشه در آفرینش و خلقت آسمان‌ها و زمین دارد.

2 راه نجات از دوزخ از منظر قرآن

باقری با طرح این سؤال که آیا می‌توان از عقل بدون وحی نردبانی بسازیم و بالا برویم و از دوزخ نجات یابیم، اظهار کرد: آیا عقل در رهایی از دوزخ مستقل است و می‌تواند مانع دوزخی شدن انسان شود؟ ظاهر آیه نشان می‌دهد دو راه نجات برای دوزخ وجود دارد؛ یکی استفاده از سمع و دیگری استفاده از عقل.

استاد حوزه علمیه با بیان اینکه ایمان و عمل صالح در بیش از 70 آیه قرآن به عنوان شرط سعادتمندی و نجات از دوزخ یاد شده است، اضافه کرد: در دنیای امروز این مسئله به صورت جدی‌تری مطرح است که اگر کسانی به واقع حقیقت نرسیدند، ولی بنابر مقتضای انسانی و فطری، زیست سالم در تعامل با خود، خانواده و عموم مردم و جامعه داشتند در حالی که هیچ دینی ندارند و به دین خاصی نرسیده‌اند، آیا می‌توان آنها را جهنمی به حساب آورد؟

وی با بیان اینکه این سؤال جدی در دنیای امروز مطرح است و ما ناگزیر از این هستیم که تاملات بسیار جدی در این زمینه بر مبنای قرآن داشته باشیم؟ ادامه داد: در آیه شریفه فوق، سخن از ورود به بهشت و پیمودن مدارج بهشتی و تعالی و کمال و قله‌های والای کمال انسانی و رضوان الهی نیست، بلکه سخن از رهایی از دوزخ است و باید میان این دو فرق بگذاریم.

آیا عقل بدون وحی عامل ورود به بهشت است

استاد حوزه و دانشگاه تاکید کرد: مسئله رهایی از دوزخ یک چیز و ورود به بهشت هم مسئله دیگری است؛ ممکن است کسی بپذیرد که با عقل می‌توان از دوزخ رها شد، ولی قطعا به استناد این آیه نمی‌توان اثبات کرد که چنین فردی بهشتی هم خواهد بود.

وی اضافه کرد: برای رفع این تعارض باید آیات 46 تا 49 اعراف و آیاتی در سوره نساء و توبه که صحبت از گروه‌های مختلف مردم مانند مرجون لامرالله، مستضعفین فکری و اصحاب اعراف دارد؛ مورد تحلیل قرار بگیرد.

باقری با بیان اینکه برای اعراف دو روایت وجود دارد که یکی بر ائمه و دیگری بر افرادی که زندگی سالمی در دنیا دارند ولی دین مشخصی ندارند، تطبیق شده است، اظهار کرد: به نظر بنده اعراف بر همین گروه دوم دلالت دارد که تلاش خود را کرده‌اند تا به زندگی فطری و سالم برسند ولی نتوانسته‌اند به یک دین به عنوان دین حق برسند.

وی اضافه کرد: ممکن است کسی بگوید غیر از بهشت و جهنم جای سومی وجود ندارد و لاجرم کسی که بهشتی نیست دوزخی و بالعکس کسی که جهنمی نیست، بهشتی است ولی به نظر بنده از این آیه چنین ملازمه‌ای برداشت نمی‌شود و آیاتی از قرآن برای چاره‌اندیشی از این مشکل وجود دارد.

باقری با اشاره به سه نظریه در مورد این آیه، تصریح کرد: اول اینکه آیه لایه‌های دینداری را به دو مرحله تقسیم کرده که یکی سمع و دیگری تعقل است؛ عمده مردم در طول تاریخ جزء گروه سمع بوده و سخن پیامبر و افراد نیک و عالمان دینی را شنیده و بدون آنکه تامل چندانی داشته باشند، می‌پذیرفتند؛ کسانی هم هستند که با خردورزی و تاملات عقلانی از این مرحله شنیدن صرف عبور می‌کنند و در چارچوب وحی، به رسته اندیشمندان می‌رسند.

استاد حوزه اظهار کرد: برداشت دیگر از این آیه آن است که راه رهایی از دوزخ، فقط و فقط دو چیز است یا شنیدن سخن حق و یا اگر سخن حق شنیده نشد به کارگیری عقل است؛ برداشت دیگر از آیه هم اشاره به مراتب دینداری است.

وی اضافه کرد: نظریه اول گرچه در جای خود درست است و بدون تردید دینداران را می‌توان به دو دسته دینداری در سطح شنیدن و یا تعقل تقسیم کرد؛ ولی به نظر می‌رسد این نظریه قابل انطباق بر این آیه نیست زیرا اگر قرار بود بگوییم آیه به دو سطح دینداری ناظر است کلمه «او» نباید میان «نسمع» و «نعقل» می‌آمد.

عقل؛ عامل رهایی از دوزخ

باقری اظهار کرد: واژه «او» به معنای «یا» است و دوگانگی میان دو عامل ایجاد کرده و صحبت از دو عامل مستقل یعنی یا این و یا آن دارد؛ لذا نظریه وجود دو لایه از دینداری از این آیه بیرون نمی‌آید. به نظر بنده قابل قبول‌ترین رای این است که قرآن اصل عقل را برای رهایی از دوزخ به رسمیت شناخته است، زیرا اگر کسی بر اساس رهنمود عقل عمل کند، خیرخواه و حقیقت‌جو است، اهل شر نیست. انسان عاقل، جنایت و تعدی به حقوق دیگران نمی‌کند و بر ضد آنچه که باعث سلامت روح و روان او است حرکت نمی‌کند.

استاد حوزه تاکید کرد: آن حدی از سلامت نفسانی و عقلانی، اخلاقی و رفتاری و … که برای رهایی از دوزخ لازم است از سوی عقل انسان قابل استحصال است، زیرا اصل دین فطری است و پیامبران، مذکر هستند و نه مصیطر؛ همچنین قرآن با صراحت فرموده که ما خیر و شر را به بشر الهام کرده‌ایم و می‌تواند بفهمد که راه و چاه چیست. فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا(شمس/8).

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code