امام شافعی و عشق و ارادت به اهل بیت پیامبر(ص)

گروه معارف – «شافعی به علی بی ابی طالب(ع) بیش از ائمه سنت و جماعت ارادت داشت و به آن حضرت عشق می‌ورزید وی درباره علی(ع) می‌گوید: در علی چهار خصلت بود که اگر یکی از آنها در شخصی پیدا شود، مستحق تکریم و احترام است، و آن زهد، علم، شجاعت و شرافت است.

به گزارش وب سایت لبخند خدا از کردستان، «ابوعبدالله محمد بن ادریس بن العباس»، معروف به «الامام الشافعی» (150 – 204ق) پیشوای مذهب شافعی است. مذهب شافعی یکی از مذاهب چهارگانه اهل سنت است. محمد بن ادریس شافعی در غزه، واقع در فلسطین دیده به جهان گشود. او از طرف پدر و مادر قریشی است. وی از دو سالگی پدر خویش را از دست داد.
سپس مادرش او را به مکه برد و به تعلیم وی توسط علمای زمان خود همت گماشت. پس از آموختن مقدمات علوم زمان خود و ادبیات عرب، نزد «مسلم بن خالد»، فقیه مکه، به فرا گرفتن فقه پرداخت.
شافعی، در سن سیزده سالگی در مدینه نزد مالک، پیشوای مالکی‌ها تحصیل را آغاز کرد. وی در جوانی حافظ قرآن شد و به دانش‌های گوناگون دست یافت. شافعی در ادبیات عرب مهارت به سزایی داشت و برای یافتن ریشه‌های دقیق کلمات مدتی را در میان قبایل هذیل، ربیعه، مضر به سر برد. او فقه را از شاگردان ابن عباس که خود شاگرد امیرالمؤمنین (ع) بود و برخی دیگر از شاگردان اهل بیت (ع) فرا گرفت. و در عراق و مصر به تدریس و فتوا پرداخت. شافعی که در زمان خلافت عباسیان می زیست. در سال 204 هجری در یکی از سفرهایش که به مصر داشت، درگذشت و در شهر قاهره به خاک سپرده شد.
شافعی در عصر خود و در میان فقیهان آن عهد، پر تألیف‌ترین و پراثرترین آن‌ها بود. او در نوشتن آثار متعدد خود از مایه علمی و ادبی خود سود می‌جست. چراکه او در فنون ادب و لغت و در فقه و حدیث‌شناسی، بسیار زبردست بوده است و با اصول فصاحت و بلاغت عربی کاملاً آشنا بود. نوشته‌اند که او در فقه، حدیث، علوم قرآنی، شعر و لغت به درجه بلندی رسید. از او آثار و رسالات فراوانی بر جا مانده تا آن جا که در حدود 110 مجلد کتاب و رساله را به او نسبت داده‌اند. بیشتر این کتاب‌ها در زمینه فقه می‌باشد. شافعی دارای دو کتاب بزرگ و علمی تحت عنوان «الام» و «الرساله» است.
شافعی برای کسب علم به سرزمین‌های مختلفی سفر کرد. از مکه و مدینه گرفته، تا کوفه و بغداد و مصر و یمن. امام شافعی در این سفرها با اندیشه‌ها، آراء و مکاتب مختلف فقهی و کلامی آشنا شد. از تجربیات و اندوخته‌های آنها بهره می‌جست و هر جا لازم بود، آن‌ها را نقد می‌کرد، و گاهی با بزرگان این مکاتب به مناظره می‌پرداخت.
«شافعی به علی بی ابی طالب(ع) بیش از ائمه سنت و جماعت ارادت داشت و به آن حضرت عشق می‌ورزید وی درباره علی (ع) می‌گوید: در علی چهار خصلت بود که اگر یکی از آنها در شخصی پیدا شود، مستحق تکریم و احترام است، و آن زهد، علم، شجاعت و شرافت است.
شافعی همچنین می‌گوید که پیغمبر علی را به علم قرآن اختصاص داد؛ زیرا پیامبر او را بخواند و به وی امر داد تا بین مردم قضاوت کند و فتواهای او را پیغمبر امضا می‌کرد.
یکی از موضوعاتی که در آثار شافعی بسیار دیده می‌شود و شهرت زیادی دارد، و تأکید زیادی بر آن دارد، برتری اهل بیت (ص) و محبّت آنان است.
او در یکی از مناسک عظیم حج و در برابر جمعی از حجاج در منی در حالی که دشمنان اهل بیت نیز حضور داشتند و بیم خطر نیز برای ایشان بود، این گونه محبت خود را نسبت به اهل بیت(ع) اعلام کرده و می‌گوید:
یا راکِباً قِف بالمُحَصَّبِ مِن منیً
وَاهتِف بِقاعِدِ خَیفِها وَالنَّاهِضِ
سَحَراً إذا فاضَ الحَجیجُ إلی مِنیً
فَیضاً کَمُلتَطِمِ الفُراتِ الفائِضِ
إن کانَ رَفضاً حُبُّ آلِ مُحمَّدٍ
فَلیَشهَدِ الثَّقَلانِ أنّی رَافضِی[6]
ترجمه:
ای سوارگان بر شنزارهای منی، سواره بمانید و به نشستگان دره‌ها و بلندی‌ها خبر دهید. به زائرانی که سپیده دمان بمانند رود خروشان فرات بسوی منی سرازیر می‌شوند، بگویید: اگر محبت اهل بیت رفض و کفر است، جن و انس بدانند که من رافضی هستم.
از نکات برجسته‌ای که در اشعار ایشان یافت می‌شود؛ این است که او عشق و محبت خاندان پیامبر(ص) را از واجبات و فرائض می‌داند. شافعی معتقد است اگر کسی در نماز به خاندان نبوت درود نفرستد، نمازش صحیح نمی‌باشد:
یَا آلَ بَیتِ رَسولِ الله حُبُّکُمُ
فَرضٌ مِنَ الله فی القُرآنِ أنزَلَهُ
کَفاکُم مِن عظیمِ القَدرِ أنّکُم
مَن لَم یُصلِّ عَلَیکُم لَا صَلَاةَ لَهُ
ترجمه:
ای خاندان نبوت، محبت شما فرضی است که از جانب خداوند در قرآن آمده است. همین در عظمت شأن شما کافی است، آن کس شما را در نماز درود نگفت، نمازی ندارد، (نمازش درست نیست).
از جمله اشعار دیگر شافعی شعری است که درباره علی(ع) سروده است. از شافعی هنگامی که در مورد امام علی(ع) سؤال شد، ایشان دردمندانه چنین گفت:
إنّا عَبــیدٌ لِفتیً أنزلَ فِیـــهِ هَل أتَی
إلی مَتــی أکتُمُهُ؟ إلی مَتی؟ إلی مَتی؟
ترجمه: ما چاکران آن جوانمرد هستیم که درباره او سوره (هل أتی – سوره انسان ) نازل شده- تاکی آن را پنهان کنم؟ تا کی؟ تا کی؟
در اشعاری دیگر، او به وضوح به شفاعت اهل بیت پیامبر(ص) اشاره می‌کند و امیدوار است که او را در صحرای محشر شفاعت نمایند.
لَئِن کانَ ذَنبِی حُبُّ آلِ محمَّدٍ
فذلِکَ ذَنبٌ لَستُ عَنهُ أتوبُ
هُمُ شُفَعائی یومَ حَشری و مَوقِفی إذا
کثرتنی یوم ذاک ذنوب [10]
ترجمه:
اگر گناه من محبت آل محمد(ص) است، از آن گناه توبه نمی‌کنم. ایشان روز حشر و به هنگام توقف در صحرای محشر شفیعان من‌اند، اگر آن روز گناهانم فراوان باشد.
بنابر آنچه که در اشعار شافعی خواندیم، مشخص می‌گردد که او به اهل بیت پیامبر اسلام (ص) ارادت خاصی داشته است. به نحوی که از ابراز صریح آن خوفی نداشت. او به صراحت هدایت و رستگاری را در پیروی از پیامبر و خاندان او می‌داند و حتی شفاعت آنها را در روز محشر آرزو می‌کند، نه فقط شفاعت در روز قیامت، بلکه صحت اعمال عبادی را نیز مشروط به اقتدای به ایشان می‌داند، به گونه‌ای که معتقد است، اگر کسی در نماز خود بر پیامبر و خاندانش درود و صلوات نفرستد نمازش صحیح نمی‌باشد.
در پایان شایان توجه است؛ یکی دیگر از دلایل و شواهد ارادت و علاقه امام شافعی به اهل بیت(ع) بیان و استناد به احادیث امام صادق(ع) در کتاب «الام» است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code