«قرآن» و «غدیر» و «ماه ماتم»/رمزی است میان این سه پرچم

به گزارش خبرنگار وب سایت لبخند خدا؛ رضا نباتی، شاعر و پژوهشگر علوم قرآنی به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم الحرام و شهادت حضرت سیدالشهدا(ع) شعری با عنوان «قرآن و غدیر و ماه ماتم» را برای انتشار در دسترس خبرگزاری وب سایت لبخند خدا قرار داده است. همچنین در ادامه شعر دیگری با عنوان «برخیز تمام قد، کنون عاشوراست» از عبدالمجید فرائی، شاعر پیشکسوت آئینی‌سرا از نظرتان می‌گذرد:

«قرآن» و «غدیر» و ماه ماتم
«قرآن» و «غدیر» هر دو مهجور
از شاه و وزیر، هر دو رنجور
در حرف و سخن، قصیده بسیار
در وقت عمل، همیشه معذور
***
«قرآن» و «غدیر» هر دو مظلوم
در وقت عمل، نگشته معلوم:
ما خدمت آن دو می‌نماییم؟
یـا خدمت ماست هر دو محکوم؟
***
«قرآن» و «غدیر» هر دو تنها
محصور میان ما و منها
امروز خُم غدیر، مهدی (عج) است
ماییم و حدیث انجمن‌ها!
***
«قرآن» و «غدیر» و «ماه ماتم»
رمزی است میان این سه پرچم
یک عمر عزا از آن به پا شد
یک لحظه جدا شد این دو از هم
***
«قرآن» و «غدیر» و یک مُحرم
درسی است برای نسل آدم
در غُربت آن دو شد سیه‌پوش
از خون حسین (ع) جمله عالم
***
«قرآن» و «غدیر» هر دو پُردرد
از امت بی‌وفا و نامرد
گویند تو را که:‌ای مسلمان!
بر عهد خُم غدیر برگرد
****
عبدالمجید فرایی

ذی‌الحجه بسر شود، محرم آید
یک پنجره، تا باغ جنان بگشاید
این ماه عجب، رنگ خدایی دارد
فرمانده پاک و پارسایی دارد
چون رابطه نهان او، با دل ماست
این رشته اتصال تا کوی خداست
جزغاله شود دل، ز جنایات یزید
از سنگدلی‌های همان قوم پلید
چون قصه پرغصه محرم دارد
از دیده سرشک درد و غم می‌بارد
هر کس قدمی نهاده، در راه حسین (ع)
پیوند زده هدف، به الله حسین (ع)
دلبسته هیچ و پوچ عالم نشود
جز محضر کبریای حق، خم نشود
هر تیغ، به خاندان عصمت بخورد
آن تیغ، تمام قلب شیعه بدرد
آزادگی آموخته، شیدای حسین
بشنیده زجان خویش، نجوای حسین
ذرات وجود خویش، پرداخته است
با اهل حرم، سوخته و ساخته است
در اوج و عروج خود، خدا یافته است
در کرب و بلا، نور هدا یافته است
آگاه‌ترین است، به سودای حسین
تابیده به قلب او، تجلای حسین (ع)
در مکتب کربلا، حسینی شده است
دلداده مکتب خمینی (ره) شده است
در عصر ستم، لطف خدای ازلی است
یک رهبر بابصیرت امروز، علی است
امید تمام خلق تحت ستم است*
فریادرس شر یف کل امم است*
مردانه، قیام و قامت آراسته است
برضد تمام کفر، برخاسته است
انسان، ز شقاوت عدو، حیران است
در باطن او، درنده‌ای پنهان است
امروز، بنی‌امیه، باز آمده است
از سوی امارات و حجاز آمده است
آن فاجعه در عراق، تکرار کند
چون خولی و ابن سعد، رفتار کند
در شام و عراق کشته‌ها پشته شده
بی‌جرم و گنه به خونش آغشته شده
ابلیس، نقاب پشت داعش دارد
این آل یهود است، نمایش دارد
امروز عراق و شام، چون کرب و بلاست
این فتنه انگلیس، با امریکاست
هر عصر، یزید و شمر و خولی دارد
تاریخ‌نگار، خامه را، بردارد
خوب است، تمام قصه تعریف شود
شیطان بکند تلاش، تحریف شود
برخیز تمام قد، کنون عاشوراست
چون هست یزید، فتنه‌ها پا برجاست
از شدت اندوه، سرا پا دردم
در سینه، بساط درد و غم گستردم
در سوگ حسین بن علی (ع) گریانم
نوحه گرم و مرثیه‌ها می‌خوانم
امروز شریک درد آل الله‌ام
از دیده و دل مساعدت می‌خواهم
آتش به دلم فتاده، می‌سوزاند
روح القدسم، به کربلا می‌خواند
دل می‌رود و تنم، به دنبال دلم
بگذار بگویمت: کنون، مال دلم
من زائربیقرار و بی‌مقدارم
در سینه و سر، شورحسینی دارم
با لطف خدا، کنون هوایی شده‌ام
باور بکنید، کربلایی شده‌ام

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code