مبارزه برای تحقق حق؛ مسیر زندگی همه انبیای الهی

به گزارش وب سایت لبخند خدا؛ رهبر معظم انقلاب در بخشی از بیانات خود در دیدار هفته گذشته با طلاب و روحانیون با اشاره به قیام برای قسط به منزله فلسفه حضور و بعثت انبیا فرمودند: «اگر نبی نمی‌خواست اقامه‌ قسط بکند، توحید را نمی‌خواست عملی بکند، اندادالله را نمی‌خواست به کنار بزند، جهاد لازم نبود. این «وَ کَاَیِّن مِن نَبِیٍّ قاتَلَ مَعَه رِبِّیّونَ کَثیرٌ فَما وَهَنوا لِمآ اَصابَهُم فی سَبیلِ الله» برای چیست؟ چرا مجاهدت کردند؟ همه انبیا مجاهدت کردند، حالا بعضی‌ها توانستند، دستشان رسید، مقاتله کردند: قاتَلَ مَعَه رِبِّیّونَ کَثیر، [بعضی هم نتوانستند.]»

رهبر معظم انقلاب در این بخش از سخنان خود آیه ۱۴۶ سوره آل عمران را مورد استناد قرار دادند که خداوند می‌فرماید: «وَکَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَکَانُوا ۗ وَاللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ» (چه بسیار پیامبرانى که مردان الهى فراوانى به همراه آنها جنگ کردند، آنها هیچگاه در برابر آنچه در راه خدا به آنها مى‌رسید سست نشدند، و ناتوان نگردیدند و تن به تسلیم ندادند و خداوند استقامت‌کنندگان را دوست دارد.)

درباره شأن نزول این آیه آمده است که «از ابن دأب روایت شده که هنگامى که امیرالمومنین على علیه‌السلام از غزوه احد مراجعت فرمود. هشتاد جراحت بر بدن او وارد آمده بود پیامبر به عیادت نزد وى آمد و وقتى على را بدان وضع که از جراحات زیاد رنج می‌برد، دید. گریست و فرمود: یا على هر کسى که در راه خدا صدمات و لطماتى را متحمل شود، اجر و پاداش او با خداوند خواهد بود. على ابى‌طالب در پاسخ در حالتى که گریه می‌کرد، گفت: پدر و مادرم فداى تو باد یا رسول اللّه، شکر می‌کنم پروردگار را که پشت به جنگ نکردم و فرار اختیار ننمودم، سپس پیامبر فرمود: یا على ابوسفیان موعد ملاقات خود را با ما در حمراء الاسد قرار داده است. على گفت: یا رسول اللّه اگر او هر قدر افرادى را بسیج کند و به نبرد پردازد با او به مقابله خواهیم پرداخت و از جنگ با او رو گردان نخواهیم بود سپس این آیات نازل گردید.»

مرحوم علامه طباطبایی در تفسیرالمیزان پیرامون این بیان کرده است که «کلمه (کاین) کلمه‌اى است که براى افاده کثرت به‌کار مى‌رود، و در فارسى به معناى (چه بسا) است و کلمه (من) در اینجا بیانیه است، و کلمه (ربیون) جمع کلمه (ربى) است، که نظیر کلمه (ربانى) به معناى کسى است که مختص براى رب العالمین باشد، یعنى جز به کار خدا به هیچ کار دیگر مشغول نباشد، ولى بعضى گفته‌اند مراد از این کلمه هزاران و مراد از کلمه (ربى) هزار است، و کلمه (استکانت) که مصدر فعل (استکانوا) است، به معناى تضرع و زارى است.

در این آیه موعظتى و اعتبارى آمیخته باعتاب و نیز تشویقى براى مؤمنین است، تا به این ربیون اقتدا کنند، و در نتیجه خداى تعالى هم ثواب دنیا و حسن ثواب آخرت به ایشان بدهد همانطور که به ربیون داد و ایشان را به خاطر احسان‌شان دوست بدارد، همانطور که آنان را بدین جهت دوست داشت و خداى تعالى از فعل و قول آنان چیزهایى را براى مؤمنین حکایت کرد، که مایه عبرت آنان باشد، و آن را شعار خود سازند تا مبتلا به کردار و گفتارى که آنان در جنگ احد بدان مبتلا شدند نشوند، گفتار و کردارى که مرضى خداى تعالى نبود، که تا در نتیجه خدا نیز هم ثواب دنیا را به ایشان بدهد و هم ثواب آخرت را، همانطور که نسبت به آن ربیون جمع کرد میان ثواب دنیا و ثواب آخرت.»

آیت‌الله مکارم شیرازی نیز در تفسیر نمونه درباره این آیه آورده است که «به دنبال حوادث احد آیه فوق با یادآورى شجاعت و ایمان و استقامت مجاهدان و یاران پیامبران گذشته مسلمانان را به شجاعت و فداکارى و پایدارى تشویق مى کند و ضمنا آن دستهاى را که از میدان احد فرار کردند سرزنش مى`نماید و مى گوید: پیامبران بسیارى بودند که خدا پرستان مبارزى در صف یاران آنها قرار داشتند؛ (و کاین من نبى قاتل معه ربیون کثیر فما و هنوا لما اصابهم فى سبیل الله )

(کاین) به معنى چه بسیار است و مى گویند در اصل مرکب از (کاف تشبیه) و (اى) استفهامیه است که به صورت یک کلمه در آمده و معنى سابق متروک شده و معنى تازهاى مساوى (چه بسیار) پیدا کرده است .

(ربیون ) جمع ربى (بر وزن ملى) است و به کسى گفته مى شود که ارتباط و پیوند او با خدا محکم باشد، با ایمان، دانشمند و با استقامت و با اخلاص باشد.

سپس رفتار و گفتار آنها را چنین شرح مى دهد: آنان به یارى پیامبران خود برخاستند و از تلفات سنگین و جراحات سخت و مشکلات طاقت فرسائى که در راه خدا دیدند هرگز سست و ناتوان نشدند، آنها در مقابل دشمن هیچگاه تضرع و زارى و خضوع و کرنش نکردند و تسلیم نشدند (ما ضعفوا و ما استکانوا). بدیهى است خداوند هم چنین افرادى را دوست دارد که دست از مقاومت بر نمى دارند (و الله یحب الصابرین ).»

همچنین از آین آیه می‌توان اینگونه برداشت کرد که « (صبر همانطور که سابقا هم اشاره کرده‌ایم به معنى استقامت است و لذا در برابر (ضعف) و (تسلیم) در این آیه قرار گرفته و ضمنا صابران و نیکوکاران در یک ردیف قرار گرفته اند زیرا در آخر آیه مى‌فرماید: (و الله یحب الصابرین)».

رهبر معظم انقلاب نیز در چندین سخنرانی این آیه را مورد استناد قرار داده‌اند. ایشان در ۳۰ مهر ۱۳۸۱ می‌فرمایند: «پیغمبر اکرم وقتی به مدینه آمد و نظام اسلامی را تشکیل داد، آیات قرآن را بر مردم می‌خواند، به گوش دشمنان هم می‌رسانید؛ اما به این اکتفا نمی‌کرد. کسانی که طرفدار عدالت هستند، در مقابل زورگویان و زیاده‌طلبان و متجاوزان به حقوق انسانها باید خود را به قدرت مجهّز کنند. لذا شما می‌بینید از روزی که نظام اسلامی به وجود آمد – یعنی اسلام مجهّز به قدرتِ یک ملت بزرگ و امکانات یک کشور و دولت بزرگ شد – دشمنان اسلام حرکت اسلام را جدّی گرفتند و علاقه‌مندان و طرفداران اسلام هم در اطراف و اکناف عالم امیدوار شدند. بسیاری از پیغمبران در میدان مبارزه و جهاد مقدّس و قتال قدم می‌گذاشتند: «و کأیّن من نبیٍ‌ّ قاتل معه ربّیون کثیرٌ».

همچنین در ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ایشان می‌فرمایند: «این تجربه‌های دشواری که انبیاء الهی در طول عمر مبارک خودشان متحمل شدند، برای کی بود؟ چه کار میکردند؟ «و کأیّن من نبیّ قاتل معه ربّیّون کثیر فما وهنوا لما اصابهم فی سبیل اللَّه و ما ضعفوا و ما استکانوا».(۳) چی بود این رسالتی که باید برایش جنگید؟ باید جنود اللَّه را برای او بسیج کرد، پیش برد؛ فقط گفتن چند جمله‌ حلال و حرام و گفتن چند مسئله است؟ انبیاء برای اقامه‌ حق، برای اقامه‌ عدل، برای مبارزه با ظلم، برای مبارزه‌ با فساد قیام کردند، برای شکستن طاغوت‌ها قیام کردند. طاغوت آن بتی نیست که به فلان دیوار یا در آن زمان به کعبه آویزان میکردند؛ او که چیزی نیست که طغیان بخواهد بکند. طاغوت آن انسان طغیانگری است که به پشتوانه‌ آن بت، بت وجود خود را بر مردم تحمیل می‌کند».

به عبارتی مجاهده و مبارزه برای تحقق عدل و محو ظلم و فساد یکی از دلایل اصلی بعثت انبیا بوده است. در واقع انبیا تنها در مقام تبییت مسائل و حقایق و احکام نبودن بلکه در مقام تحقق آنها نیز برمی‌آمدند که اگر دست به این کار نمی‌زدند اساسا بعثت و حضور انبیا بی‌معنا بود.

با نگاه قرآنی می‌توان گفت مبارزه سیاسی و نبرد با دشمنان در زمان همه انبیا بوده و اینگونه نیست که با امدن اسلام مطرح شده باشد و این فارغ از آن است که می‌توانستند قدرت را به دست بیاورند یا نمی‌توانستند صاحب قدرت شوند.

حجت‌الاسلام و المسلمین قرائتی نیز در تفسیر نور نکاتی را در خصوص این آیه برمی‌شمرد که عبارتند از:
۱ـ تاریخ انبیا همواره همراه با مبارزه بوده است.
۲ـ با نگاه به زندگى اولیاى خدا در طول تاریخ و مقاومت آنان درس بگیریم.
۳- جنگ و جهادى حقّ است که زیر نظر رهبر الهى باشد. «قاتَلَ مَعَهُ» در دعاى ماه رمضان نیز مى‌خوانیم: «اللهم ارزقنا قتلا فى سبیلک تحت رآیه نبیک مع اولیائک»
۴- تعداد مجاهدان عالم و عارف در تاریخ بسیار است.
۵- گرچه همه‌ مجاهدان عزیزند، ولى رزمندگان خداپرست و دانشمند حساب دیگرى دارند.
۶- ایمان به خدا، سرچشمه مقاومت است.
۷ـ مشکلات نباید عامل سستى وضعف شود، بلکه باید عامل حرکت و تلاش جدیدى گردد.
۸- حرکت مخلصانه و تحمل مشکلات در مسیر الهى به انسان روحیّه مى‌دهد.
۹ـ مشکلات و ناملایمات، مردان خدا را وادار به تسلیم نمى‌کند.
۱۰- هر چند در بدر پیروز شدید، ولى راه آینده‌ شما مسلمانان، راه جهاد و مبارزه است، پس باید صبور و مقاوم باشید. (با توجّه به آیات قبل و بعد)
۱۱- رزمندگانِ بصیر، نه از درون روحیّه خود را مى‌بازند؛ «فَما وَهَنُوا» و نه توان رزمى خود را از دست مى‌دهند؛ «وَ ما ضَعُفُوا» و نه در اثر ناملایمات تسلیم مى‌شوند. «وَ مَا اسْتَکانُوا»
۱۲- انجام وظیفه و پایدارى بر حقّ مهم است، پیروز بشویم یا نشویم. آیه مى‌فرماید: «وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ» و نفرمود: «یحبّ الفاتحین».

همانطور که مشاهده می‌شود در این آیه مبارزه و مقاومت جزئی جداناپذیر از تاریخ انبیا بوده و این می‌تواند درس مهمی به ویژه برای ما در وضعیت امروزی باشد. همچنین همراهان انبیا نیز باید در کنار روحیه جهاد، دانشمند و بااخلاص باشند و در نهایت اینکه آنچه باید همواره در دستور کار باشد پافشای بر حق و مبارزه با باطل است نه اینکه نتیجه این نبرد ملاک قرار گیرد و از همین روست که در انتهای آیه مژده بشارت به صابرین که همان استقامت‌کنندگان است داده شده است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code