چگونه حکایت بوی پیراهن یوسف مثل شد

به گزارش وب سایت لبخند خدا، محسن معینی، استاد دانشگاه و ادیب، در سی‌امین برنامه «مثل‌‌نامه» اظهار کرد:

بسم الله الرحمن الرحیم

بخشی از آیه 94 سوره از سوره مبارکه «یوسف» به عنوان مثال به کار می‌رود، این آیه چنین است: وَلَمَّا فَصَلَتِ الْعِیرُ قَالَ أَبُوهُمْ إِنِّی لَأَجِدُ رِیحَ یُوسُفَ ۖ لَوْلَا أَنْ تُفَنِّدُونِ، اگر مرا به کم خردی نسبت ندهید، بوی یوسف را می‌شنوم و این عبارتی بود که حضرت یعقوب(ع) به فرزندانش گفت وقتی که پیراهن یوسف را از مصر به کنعان برده بودند. این بخش از آیه در استشمام بوی خوش و یا اطلاع یافتن از امر سری و مخفی از راه الهام و احساس به کار می‌رود. 

روزی آدم فرزند عمر بن عبدالعزیز  اجازه ورود بر یعقوب بن ربیع خواست که به میگساری در نشسته بود و یعقوب دستور داد، اسباب میگساری را به سرعت مخفی کنند و آنگاه اجازه ورود داد و آدم وارد شد و اندکی بعد گفت: «رِیحَ یُوسُفَ ۖ لَوْلَا أَنْ تُفَنِّدُونِ»، یعنی اگر مرا به کم خردی نسبت ندهید بوی چیزهایی اینجا می‌شنوم، یعقوب خندید و شرمنده شد و از کار خود پیشمان شد. 

والسلام علیکم ورحمةالله

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code